تبليغاتX
ایرانی را کشتید ... ایران هنوز زنده است

ایرانی را کشتید ... ایران هنوز زنده است

فرهنگ از نوع آلمانی


گروه بين الملل: يکي از شهرهاي المان در اقدامي بي سابقه تابلوها و علائم راهنمايي رانندگي را جمع اوري کرده است.
به گزارش خبرخودرو ،شهر بونتو با شانزده هزار سکنه از ده ماه پيش تا کنون با هدف تقسيم فضاي شهري ميان عابران پياده ، دوچرخه سواران و خودروها کليه تابلوهاي رانندگي ، چراغ قرمز و خطوط خط کشي را حذف کرده است.
عابران پياده و سواره ها از اين پس از حقوق مساوي براي رعايت احتياط برخوردارند.
رانندگان نيز با کم کردن سرعت خود سعي دارند حداکثر احتياط لازم را بعمل اورند.
تنها قانون براي دوازده هزار و پانصد خودرو که در اين شهر تردد دارند تقدم به راست و سرعت پايين است.
نکته جالب اینکه بیش از 95% از افراد بالای 18 سال این شهر دارای اتومبیل شخصی هستند.

جمع اوري کامل تابلوهاي راهنمايي و رانندگي در اين شهر تا پايان سال انجام خواهد شد.
هزينه جمع اوري تابلوهاي راهنمايي و رانندگي اين شهر دو ميليون يورو براورد شده که اتحاديه اروپا بخشي از ان را بعهده گرفته است.
اين شهر قرار است بعنوان الگو مورد ارزيابي قرار گيرد.
رئيس پارلمان اروپا قرار است روز شنبه در مراسم افتتاح مرکز جديد شهر که فاقد علامت گذاري است شرکت کند

http://www.khabarkhodro.com/detail.asp?id=48655

************************************************** **************

حالا شما فکر کنین ببینین اگه تو یکی از شهرهای ایران همچین عملی انجام بشه چی میشه ؟
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:26  توسط   | 

رتبه ایرانیان از نظر امکان سفر به سایر کشورها : ماقبل آخر

آسوشیتدپرس به نقل از یک مرکز معتبر مطالعاتی در سویس گزارش داده است که اتباع افغانی - پس از آن اتباع ایرانی - در زمینه بدست آوردن اجازه سفر به دیگر کشورهای جهان بی اعتبارترین ملت جهان شناخته می شوند. طبق این گزارش مردم کشورهای فنلاند - دانمارک و آمریکا با داشتن اجازه سفر بدون ویزا به ۱۳۰ کشور جهان معتبرترین و اتباع افغانستان و بعداْ ایران با داشتن اجازه سفر بدون نیاز به ویزا به ۱۴ کشور دنیا بی اعتبارترین اتباع کشورهای جهان محسوب می شوند . در میان ۱۹۵ کشور مورد مطالعه ایرانیان رتبه ۱۹۴ و افغانی ها رتبه ۱۹۵ را بدست آورده اند و به این ترتیب در قعر جدول اعتبار جهانی جای گرفته اند . جالب اینجاست که طبق این لیست اتباع کشورهای قحطی زده ای مانند بورکینافاسو - اتیوپی - سومالی و جیبوتی در جهان به مراتب معتبرتر از مردم افغانستان و ایران هستند . این خبر متعلق به آخرین نتایج تحقیقاتی موسسه هنلی اند پارتنرز در سال گذشته بوده هست ولی در افغانستان و ایران انعکاسی نداشته است
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:25  توسط   | 

زن در ایران یک کالا است...

بر خلاف تصور عامه مردم ایران که معتقدند ، زن در کشورهای غربی یک کالا است ، طبق نظر بسیاری از جامعه شناسان اینگونه نیست و در واقع زنانی که بیش از همه به کالا شباهت دارند زنان و دختران ایران می باشند. من نیز به عنوان فردی که بیش از شش سال در یک کشور غربی تحصیل و زندگی کرده ام در این جا مقایسه ای دارم بین زنان ایران و زنانی که در کشورهای آزاد جهان ( به عنوان نمونه کشورهای غربی ) زندگی میکنند. البته به شخصه معتقدم که مقایسه جامعه ایران و غرب کار صحیحی نیست چون اغلب زنان ایران طی صدها سال چنین نقش سنتی را برای خود پذیرفته اند. ابتدا به بررسی زنان در جامعه امروز ایران می پردازیم. مالکیت زنان ایران در وحله اول متعلق به نظام رادیکال و سنتی ایران است ، به گونه ای که حتی حکومت به زنان و دخترانی که طبق قانون متعلق به مردان ایران هستند می گوید که چه لباسی را باید بپوشند و چه لباسی را نباید بپوشند . اگر در جمله قبل دقت کرده باشید از واژه " تعلق " استفاده کردم ! شاید به نظر شما عجیب باشد که در وحله دوم مالکیت زنان و دختران ایرانی متعلق به پدران و شوهران آنهاست. بدین صورت که دختران تا قبل از ازدواج حق تحصیل ، ازدواج ، سفر به خارج و ... را بدون اجازه پدر خود ندارند. اما پس از ازدواج مالکیت دختر از پدر به شوهرش انتقال می یابد.دقیقا مانند کالایی که معامله میشود .پس از ازدواج این شوهر است که مالک حقیقی زن بشمار میرود و تصمیم گیرنده اصلی اوست. زن باید برای سفر به خارج از شوهرش اجازه بگیرد و ... که این خود سرچشمه گرفته از قوانین حکومتی ایران است.پس از این بررسی اجمالی درباره وضعیت زنان ایران به بررسی زنان در جامعه غرب می پردازیم .زنان در کشورهای آزاد میتوانند آنگونه که مایلند از زیبایی خود که یک دارایی خدادادی بسیار ارزشمند است استفاده کنند .در چنین جوامعی برای زنان یک شخصیت مستقل و آزاد قائل هستند به گونه ای که زن می تواند آنگونه که میخواهد لباس بپوشد ، حرف بزند ، راه برود و بنا بر عقاید ونظر خود به کارهایی که مایل است بپردازد. می تواند به عنوان یک راهبه در یک صومعه به عبادت بپردازد و یا به عنوان یک رقاص در یک کلوپ استریپ تیس و یا یک مدیر و به طور کلی طبق قانون هیچ فردی حق دخالت و فرمان دادن به وی را برای انجام یک کار خاص ندارد ( حتی پدر و همسر وی ) . زنان در صورت طلاق میتوانند نیمی از داریی ها شوهر خود را از و ی مطالبه کنند و...اما در جوامع سنتی همچون جامعه امروز ایران زنان کاملا تحت فرمان مردان قرار دارند .موضوعی که چندی است در جامعه ایران مد شده است مساله بهره کشی جنسی برخی کارفرمایان از زنان می باشد.بسیاری از زنان و دختران ایران مجبورند برای داشتن یک شغل تن به خواسته های نامشروع کارفرمایان خود بدهند.در کشورهای آزاد در صورت اثبات چنین چیزی زنان میتوانند کارفرمای خود را به دادگاه کشانده هزاران یورو از وی غرامت دریافت کرده و یا او را زندانی کنند . بر طبق عقیده صاحب نظران هرچه جامعه سنتی تر و بسته تر باشد امکان سوء استفاده و بهره کشی از زنان در آن جامعه بیشتر خواهد بود.
به امید آن روز که زنان ایران بتوانند همانند کشورهای آزاد جهان ، آنگونه باشند که میخواهند.
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:22  توسط   | 

خاطره ای از عموی پاسدار من

خاطره اي از عموي پاسدار من
 چند وقت قبل خاطره اي از عموي خودم شنيدم گفتم شايد بد نباشه اونو تو سايت قرار بدم .همه چيزه اين خاطره واقعيه به جز اسامي. چون اصلا عموم اسمهاي اصلي رو به من نگفت (فقط اسم ليلا واقعيه).عموي من الان سرهنگ سپاه پاسداران جمهوري اسلاميه و همسرش فوت شده، زمان جنگ ايران و عراق در زندان عادل شيراز خدمت ميکرد.فکر ميکنم اگه اين خاطره رو از زبان خود عموم بنويسم بهتره...
فردا روزي بود که قرار بود من به همراه چندتا از بچه ها به جبهه اعزام بشيم.با اينکه خيلي دوست داشتم جنگ رو از نزديک احساس کنم اما خيلي نگران بودم شايد به خاطر اين بود که از مرگ ميترسيدم.اتفاقا از بين زندانيها چندتا خانم بودن که قرار بود فردا صبح اعدام بشن.جرم اکثرشون سياسي بود.و بعضي هاشون هم مجرد بودن (همينطور که ميدونين اعدام خانمهاي مجرد طبق قوانين جمهوري اسلامي ايران ممنوعه)شب بعد از شام و خوندن دست جمعي دعاي کميل ، رئيس زندان همه بچه ها رو صدا کرد و گفت : براي برادراني که فردا به سلامتي عازم جبهه هستند خبر خوبي دارم.امشب شبي هست که ميتونن از بين زنان مجردي که قراره فردا اعدام بشن اوني رو که مايل هستن انتخاب کنن و حاج آقا رضايي هم تشريف آوردن تا هر زني رو که خواستن امشب موقتا به عقد برادرا دربيارن و درواقع امشب زحمت خطبه عقد با حاج آقاست...حالا براي سلامتي امام و اسلام صلوات جميع خطب کن و...براي يک لحظه هراس عجيبي تمام تنم رو فرا گرفت.اصلا فکر نميکردم شبي که قرار بود شب اعزامم به جبهه باشه شب عروسي هم باشه.به سمت سالني رفتيم که دختران زنداني اونجا به صف ايستاده بودند.جالب اينکه بعضي بچه ها که همراه من بودند مجرد نبودند اما حاظر بودند که اين کار رو انجام بدند اما برخي ها با اينکه مجرد هم بودند نيامده بودند.با ديدن دخترها يک لحظه ميخواستم برگردم.اما سهيل که يکي از دوستام بود و سه چهار سالي سنش از من بيشتر بود گفت کجا ميري مجيد.وبا خنده ادامه داد نکنه ميخواي ناکام از دنيا بري؟!از اين شوخيش اصلا خوشم نيومد اما هرچي بود وسوسه شدم که بمونم.در نهايت هر کدوم از بچه ها دختري رو انتخاب کرد و حاج آقا رضايي که روحاني زندان بود يکي يکي دخترا رو به عقد چند ساعته بچه ها در مي آورد.يادمه بعضي از دخترا راضي به اين کار نبودن اما چاره اي نبود.محال بود رئيس زندان اجازه بده دختري باکره اعدام بشه.تقريبا براي هر کدوم از ما يک دختر ميرسيد.نوبت من شد.دختري که انتخاب کرده بودم چهره معصومي داشت اسمش ليلا بود.حاج آقا رضايي صيغه عقد رو خوند و منو ليلا حالا زن و شوهر بوديم.اونم چه زن و شوهري...زني که قرار بود فردا صبح اعدام بشه.از ليلا پرسيدم به چه جرمي به اعدام محکوم شده؟گفت يک روز به همراه دوستش در يکي از جلسات حزب توده شرکت کرده و از بخت بد همون شب مامورها ريختن تو خونه و همشون رو گرفتن.ميگفت که براي اولين بار بوده که تو جلسات سياسي شرکت ميکرده و فکر نميکرده که روزي همچين اتفاقي براش بيفته.ازم خواست که کاري براش بکنم.اما من فقط يک مامور بودم .چه کاري ميتونستم بکنم.کاري براش از دستم ساخته نبود.با خودم فکر ميکردم لازمه امثال ليلا قرباني بشن تا اسلام پايدار بمونه.بهترين و سخت ترين شب زندگيم همون شبي بود که تو زندان با ليلا بودم.اون شب به سرعت گذشت . صبح ليلا رو بوسيدم و ازش خداحافظي کردم.گفتم حلالم کن شايد شهيد بشم.ليلا سرشو پايين انداخت و هيچي نگفت.چند دقيقه بعد از پنجره ميديدمش که اونو همراه بقيه زنها به سمت اعدام ميبرن.ليلا اولين دختري بود که باهش بودم بخاطر همينم برام خيلي سخت بود.اون روز عازم جبهه شدم.چند وقت بعد از بعضي بچه ها که تو زندان بودند شنيدم که وقتي پدر و مادر ليلا براي تحويل گرفتن جنازه اش اومده بودن 1300 تومن از طرف دولت بهشون ميدادن و ميگفتن دخترتون ديشب عروس شده اينهم مهريه اش...
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:19  توسط   | 

ترس از بی آبرویی و اخراج مانع شکایت دانشجویان دختر شده است...

سه دانشجوی دختر یک دانشگاه در آذربایجان شرقی که مورد تعرض کارکنان این دانشگاه قرار گرفته‌اند، از ترس بی‌آبرویی و اخراج، حاضر به شکایت از عاملان این حادثه ناگوار نیستند.
به گزارش خبرنگار دسترنج، در ادامه سلسله حوادث تلخ دانشگاه‌ها در زمان دولت نهم و دوران تصدی زاهدی بر وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری، سه دانشجوی دختر از شروع سال جدید تحصیلی در مهرماه 86 در سه مرحله و به طور جداگانه مورد تعرض سه تن از کارکنان دانشگاه قرار گرفته‌اند که به دلیل تهدید مسوولان حراست دانشگاه، حاضر به شکایت از مسببان ابن حادثه نیستند.
بر اساس شنیده‌ها، از مهر سال 86 تاکنون یک فرد مسوول در حراست دانشگاه، یک استاد و مسوول آزمایشگاه و یک راننده سرویس دانشگاهي در تبريز، سه دانشجوی دختر را مورد تجاوز قرار داده‌اند. در ابتدای سال 87 دانشجویان در اعتراض به این اتفاقات ناگوار و بی‌تفاوتی مسوولان ذی‌ربط در برخورد با عاملان آنها، چندین تحصن اعتراض‌آمیز برگزار کردند و خواستار برکناری معاونت دانشجویی و رییس حراست این دانشگاه شدند.
بر اساس این گزارش، از مسببان این حوادث تنها راننده سرویس دانشگاه که از حمایتی برخوردار نبود، از کار خود اخراج شد اما با دو متعرض دیگر تاکنون برخوردی صورت نگرفته و آنها همچنان بر سر کار خود حاضر می‌شوند.


گفتنی است مسولان حراست این دانشگاه، دانشجويان مورد تعرض قرار گرفته را تهدید کرده‌اند که در صورت شکایت از عاملان این حوادث یا انتشار اخبار مربوط به آن، آنها را به دلایلی چون داشتن رابطه دوستانه با دانشجویان پسر از دانشگاه اخراج خواهند کرد.
بنا بر این گزارش، تلاش خبرنگار دسترنج برای اطلاع بیشتر از کم و کیف این واقعه ناگوار به علت حاکم بودن فضای رعب و وحشت بر دانشجویان این دانشگاه نتیجه‌ای در بر نداشت.
طبق رویه قضایی مرسوم و آیین|‌نامه‌های انضباطی، اگر حراست دانشگاه از رسیدگی به این تجاوز سرباز زند، مسولان حراست وزارت علوم مسوول مستقیم رسیدگی به این پرونده هستند. در صورت خودداری وزارت علوم از اجرای وظایف قانونی، مسولان قضایی استان و شهرستان و در نهایت مسوولان قوه قضاییه مرجع پیگیری این جرم مشهود هستند. صرف اطلاع دادگستری از جرمی اینگونه از طریق رسانه‌ها یا شیوع خبر به اشکالی دیگر، کفایت می‌کند تا دادستان علیه مجرمان وارد عمل شده و به پرونده رسیدگی کند. متاسفانه با وجود پخش خبر این واقعه دردناک، تاکنون هیچ مقام قضایی به نفع دفاع از حقوق دانشجویان آسیب‌دیده وارد عمل نشده است.
این وقایع تلخ در حالی رخ می‌دهد که در زمان حاکمیت دولت نهم، دانشگاه محل بروز موارد متعددی از برخورد نامناسب و تعرض به دانشجویان دختر از سوی مسولان حراست بوده است که با توجه به محدودیت‌های ایجادشده در امر اطلاع‌رسانی و کوتاهی مسوولان ذی‌ربط در رسیدگی به این موارد متجاوزان و حرمت‌شکنان از عواقب قانونی اعمال خود معاف و تجاوزشدگان حتی از ابتدایی‌ترین حقوق قانونی خود نظیر شکایت از عاملان حوادث محروم مانده‌اند.
از جمله این موارد، تجاوز یکی از ماموران حراست دانشگاه کرمانشاه به یک دختر دانشجو در سال 85 بود که در نهایت با اخراج دختر دانشجو و برکناری مامور حراست فیصله یافت. انتخابات انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی در همان سال شاهد برخوردهای زننده و نامناسب نیروهای حراست با دانشجویان دختر بود. در برگزاری این انتخابات که با ممانعت نیروهای حراست روبرو شد، تفتیش واحد به واحد سرویس‌هاي بهداشتی دخترانه برای به دست آوردن صنوق رای‌گیری توسط ماموران حراست و نثار الفاظ رکیک و اهانت‌های ناموسی به دانشجویان دختر و حتی ضرب و شتم آنها صحنه‌های تلخی را رقم زد که هیچ‌گاه از حافظه تاریخی دانشگاهیان پاک نخواهد شد.
با بروز این حوادث ناگوار برای دانشجویان دختر به‌ویژه ضایعه تجاوز به عنف از سوی مسوولان مختلف دانشگاه، به نظر می‌رسد پدیده هتک حرمت زنان در کوی و برزن توسط اشرار و دزدان نوامیس به دانشگاه نبز راه یافته است. با انتشار این اخبار دانشگاه که تا پیش از این حریمی امن برای زنان و دختران شناخته می‌شد، به واسطه عملکرد مسولانش و نه دانشجویان پسر، اعتبار امنیتیش خدشه‌دار شده است.
در زمان ریاست‌جمهوری سید محمد خاتمی، جریان‌های حامی دولت نهم نسبت به وضعیت روابط دختر و پسر در دانشگاه حساسیت ویژه‌ای به خرج می‌دادند و با انتقاد از شرایط آن روز دانشگاه، دولت اصلاحات و وزارت علوم را به سهل‌انگاری درباره اصول شرعی و روابط زن و مرد در دانشگاه متهم می‌کردند. برگزاری یک میتینگ یا همایش دانشجویی کافی بود تا مدعیان دین و قرآن وا اسفا سر بدهند و با مستمسک قرار دادن یک عکس از چند تار موی بیرون مانده یک دانشجو، اسلام را از دست رفته بدانند. کفن‌پوشان در دسترس بودند تا با انتشار یک نشریه دانشجویی گریبان خویش بدرند و از جمکران تا پاستور سینه‌زنان تظاهرات کنند اما با این وجود دانشگاه امن‌تر بود و هیچ راننده سرویسی به خود اجازه نمی‌داد از تنهایی یک دانشجو سوءاستفاده کند. ماموران حراست این مقدار گستاخ نبودند تا به دستشویی‌های دخترانه سرک بکشند و در وقت مقتضی به نیات پلید خود عمل کنند

منبع: سایت دسترنج
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:15  توسط   | 

این پالیزدار همان پالیزدار جبهه و جنگ است ... 

دکتر عباس پالیزدار عضو کمیته تحقیق و تفحص مجلس پیرامون مفاسد اقتصادی شخصی است که مدتی قبل اقدام به افشای اسامی بزرگترین مفسدین اقتصادی سرشناس نمود و سپس توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
به گزارش سایت خبری قدس :یک وبلاگ شخصی اقدام به انتشار برخی از تصاویر پالیزدار و کارت جانبازی وی کرد.
حاج عباس پالیزدار کارت شناسایی جانبازان جانباز 45 درصد
برای دیدن عکسها به ادامه مطلب بروید
حاج عباس پالیزدار نفر دوم ایستاده از سمت راست
حاج عباس پالیزدار نفر دوم نشسته از سمت راست
حاج عباس پالیزدار نفر چهارم ایستاده از سمت راست
حاج عباس پالیزدار نفر اول ایستاده از راست
حاج عباس پالیزدار نفر دوم ایستاده از سمت راست
حاج عباس پالیزدار نفر دوم از سمت راست
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:13  توسط   | 

اخبار تاسف بار سفر احمدي نژاد به ايتاليا


به عنوان یک شهروند ایرانی سفر چند روز پیش محمود احمدی نژاد به ایتالیا برای شرکت در نشست اضطراری سازمان خوار و بار جهانی ( فائو ) برایم بسیار عذاب آور ، تاسف آور و تحقیر آمیز بود . اگر به عنوان خبرنگار در تیم خبری همراه رییس جمهور در ایتالیا بودم بی درنگ آن کشور را ترک و به ایران بازمیگشتم تا بیش از این شاهد تحقیر ایران و ایرانی نمیشدم !
بخاطر نبود رسانه های آزاد در ایران بسیاری از مردم که بصورت آزادانه به اخبار رسانه های دنیا دسترسی ندارند خبر سفر رییس جمهور ایران به ایتالیا را از طریق صدا و سیمای جمهوری اسلامی و برخی مطبوعات دنبال کرده اند . البته صدا و سیمای ایران نیز هیچگاه آنچه که در ایتالیا اتفاق افتاد را منعکس نکرد و طبق معمول با وارونه جلوه دادن اخبار ، دستاوردهای این سفر را مثبت ارزیابی کرد .
برخی از ناگفته های دردناک سفر محمود احمدی نژاد به ایتالیا
۱ - هیچکدام از مقامات رسمی دولت ایتالیا حاضر نشدند از رییس جمهور ایران استقبال رسمی به عمل آورند و در فرودگاه نیز سرود رسمی جمهوری اسلامی نواخته نشد .
۲ - هیچ یک از مقامات رسمی دولت ایتالیا حاضر به دیدار با رییس جمهور ایران نشدند .
۳ - پاپ بندیکت شانزدهم ، رهبر کاتولیکهای جهان و رییس جمهور ایتالیا درخواست ملاقات احمدی نژاد را رد کرد .
۴ - به جزء رهبران چند کشور آفریقایی هیچ یک از مقامات کشورهای اروپایی حاضر به ملاقات با رییس جمهور ایران نشدند .
۵ - تنها فردی در ایتالیا که حاضر به ملاقات با احمدی نژاد شد ، فیوره رهبر نئو فاشیستهای ایتالیا بود . رسانه های ایتالیا از فیوره به عنوان چهره سیاسی غیرموجه و منفور در ایتالیا یاد میکنند . برخی رسانه ها و مقامات ایتالیا نیز درباره این دیدار ضرب المثلی ایتالیایی را بکار بردند که معادل آن در فارسی این ضرب المثل است : " کبوتر با کبوتر ، باز با باز "
۶ - نام محمود احمدی نژاد و رابرت موگابه رییس جمهور خودکامه زیمباوه که مردم کشورش را به بدبختی و فلاکت کشانده است از ضیافت شام سیلویو برلوسکونی حذف شد .
۷ - دقایقی قبل از سخنرانی احمدی نژاد در اجلاس فائو ، برلوسکونی و برخی دیگر از مقامات دیگر کشورها سالن اجلاس را ترک کردند .
۸ - به هنگام سخنرانی رییس جمهور ایران ، شهردار رم در اعتراض به حضور احمدی نژاد در ایتالیا دستور قطع برق سالن محل اجلاس را صادر کرد .
۹ - بدون استثنا تمامی رسانه های دولتی و غیردولتی ایتالیا به حضور احمدی نژاد و رابرت موگابه در کشورشان اعتراض کردند و روزنامه " ال رفورمیستا " در اقدامی تحقیر آمیز صفحه اول خود را با رنگ سیاه که جمله " Vade Retro " تیتر یک آنرا تشکیل میداد منتشر کرد .
۱۰ - خیابان منتهی به محل اجلاس فائو در اعتراض به حضور محمود احمدی نژاد شاهد تظاهرات بود . در این تظاهرات که حدود شصت نفر از نمایندگان مجلس ایتالیا ، برخی مقامات و گروههای مدافع حقوق بشر به همراه مردم عادی در آن حضور داشتند بر ضد سیاستهای احمدی نژاد شعارهایی داده شد .
۱۱ - برخی رسانه ها در ایتالیا حضور احمدی نژاد در کشورشان را عزای عمومی برای دموکراسی عنوان کردند و به همین خاطر سرتاسر خیابان منتهی به محل اجلاس با پارچه های سیاه تزیین شد .
۱۲ - درخواست محمود احمدی نژاد برای ممانعت از حضور احمد رافت ، خبرنگار بخش فارسی صدای آمریکا در کنفرانس مطبوعاتی اش خشم رسانه ها و نهادهای مدنی مرتبط با مطبوعات را موجب شد . مطبوعات ایتالیا در این باره نوشتند که رییس جمهور ایران قصد دارد در ایتالیا نیز همچون ایران سانسور بر مطبوعات را اعمال نماید . درخواست احمدی نژاد برای ممانعت از حضور خبرنگار صدای آمریکا باعث شد تا بیش از ۲۴۰ روزنامه و رادیو و تلوزیون ایتالیا و دیگر کشورهای اروپایی بر علیه این اقدام وی مقاله و گزارش بنویسند . در حالیکه که اگر این خبرنگار اجازه حضور در کنفرانس خبری و طرح سوالش را میافت هیچ اتفاق خاصی نمی افتاد .
۱۳ - ......
پی نوشت : ایتالیا در میان کشورهای اروپایی تنها کشوری است که بیشترین روابط سیاسی و اقتصادی را با ایران دارد و همواره بخاطر نزدیکی ارتباطاتش با ایران مورد انتقاد دیگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا است .
پی نوشت ۲ : یاد سید محمد خاتمی به خیر . بسیاری از سران کشورهای اروپایی در دعوت از خاتمی برای سفر به کشورشان با یکدیگر رقابت میکردند . وقتی به ایتالیا سفر کرد نه تنها افکار عمومی و رسانه های ایتالیا از سفر خاتمی استقبال کردند بلکه نخست وزیر ایتالیا نیز به همراه خانواده اش شخصا به استقبال خاتمی رفت . خاتمی توانسته بود با طرح ایده گفتگوی تمدنها نه تنها تحولی در سیاست خارجی ایران و نحوه ارتباط با کشورهای اروپایی بوجود آورد بلکه مهمتر از آن توانست چهره ای مطلوب به همراه عزت و احترام برای ایران و ایرانی را به ارمغان بیاورد
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:10  توسط   |